تبلیغات
ساکنان آسمان - خدا
تاریخ : دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 | 06:11 ب.ظ | نویسنده : ساکنان آسمان

تنها بازمانده ی یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره ی دورافتاده برده شد

اوبا بی قراری به درگاه خداوند دعا میکرد تا اورا نجات بخشد.ساعتها به اقیانوس چشم میدوخت تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی آمد

درآخر ناامید شد وتصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد،تا از خود و وسایل اندکش  بهتر محافظت نماید

روزی پس از آنکه از جست وجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را درآتش یافت

بدترین چیز رخ داده بود

اوعصبانی واندوهگین فریاد زد:خدایا چگونه توانستی بامن چنین کنی؟

صبح روز بعد باصدا ی یک کشتی که به جزیره نزدیک می شد از خواب برخواست

آن کشتی می آمد تا اورا نجات دهد

مرد از نجات دهندگانش پرسید:چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟

آنها جواب دادند :ما علامت دود آتشی را که فرستادی دیدیم!